با سپاس از کلیه دوستانی که در قسمت نظرات، لطف دارند و می نویسند، از آنچه در دلشان است و به آنچه اعتقاد دارند.
مهرگان رابا هدف آشنایی خودم و سایر علاقه مندان به تاریخ ایران باستان ایجاد کردم
تا بنویسم از فر و شکوه پدران، تا بنویسم از امروزمان، تا سربازی باشم برای ایران جاوید، تا فراموش نکنم که چه بودیم و چه شدیم! تا با قلم خود مبارزه کنم با این فراموشی ذاتی ما ایرانیان ...
بحثی که چند وقته ذهن من و بعضی از دوستان را مشغول کرده در مورد ایران و اسلام است. صحبت بسیار است و وقت اندک! بهتر میدونم نظر خودم را در ایدئولوژی خودم بررسی و بیان کنم:
سالهاست که می شنویم "ایران اسلامی"
اما به طور کل این اسم و صفت برای من مجزاست
این یعنی چه؟!
یعنی من ابتدا خود را ایرانی میدانم.
چرا؟
چون در ایران متولد شدم، چون خاندانم متعلق به این سرزمین هستند،
این یعنی هویت من، ملیت من
اما اسلام چیست که به این نام چسبیده؟
وسیله ارتباط با خدا؟
چیزی که ممکن است من به آن اعتقاد داشته باشم و دیگری نداشته باشد
بنابر این و به قول یکی از دوستان ذات ، جنس و ماهیت آنها متفاوت است.
پس چرا باید این صفت را به ایران نسبت داد؟
به نظر من این کمال خود خواهی است!
اعتقاد یک مسئله شخصی است و آنان که می گویند دین فراتر از اعتقادات شخصی است افرادی خودخواه هستند! که می خواهند اعتقادی که دیگری به آن ایمان ندارد را به زور به او بخورانند
شما می توانید با اعتقادات خود زندگی کنی و در جامعه رفتار کنی، ولی نباید مرا مجبور کنی که اگر کردی، باز هم خودخواهی!
راستی به من لقب کافر و یا هرنام تازی دیگر نسبت ندهید، همچنین مرا از آتش دوزخ و خدا نترسانید، چونکه:
من از خدا نمی ترسم! بلکه هر وقت می ترسم به سراغ خدا می روم
من از آتش نمی هراسم، آنچه که تازی گرما زده از آن تنفر دارد! برای من یادگاری از پدران است، مظهر ایزد مهر، نشانه پیروزی هوشنگ شاه(حق) بر مار (باطل) است.
در پناه ایزد

تبعيد اعراب مهاجم، از بحرين به كرمان و مكران
18 آوريل (۳۰ فروردین) سال 331 ميلادي شاپور دوم (ذوالاكتاف) شاه ساساني وقت پس از سركوب شورشيان عرب در بحرين كه در ايام طفوليت او از صحراي عربستان به اين جزيره مهاجرت كرده بودند، دستور داد كه هزاران تن از آنان به روستاهاي دوردست كرمان و مكران (جنوب بلوچستان امروز و غرب رود سند) تبعيد شوند. شاپور دوم پيش از تولد به شاهي ايران انتخاب شده بود و پيش از رسيدن او به سن رشد، اعراب از خلاء قدرت در تيسفون سوء استفاده كرده و از جمله دست به مهاجرتهاي غير مجاز به قلمرو ايران زده بودند كه وي بعدا آنان را به سخت ترين شكلي مجازات كرد. نوشته اند كه به تصميم شاپور دوم، كتف عرب ها را سوراخ كردند و آنان را به ريسمان كشيدند و به همين دليل، اعراب وي را ذوالاكتاف خوانده اند. مورخان رومي نوشته اند كه شاپور به خاطر شانه هاي پهن و گردن ستبر به «ذوالاكتاف» معروف شده است. وي در طول حكومت خود چند بار روميان را نيز شكست نظامي سخت داده بود.
خيلي جالبه :
از سوسک مي ترسيم................
از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم
از عنکبوت ميترسيم................
از اينکه تمام زندگيمون تار عنکبوت ببنده نمي ترسيم
.
از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم................
از سرخ شدن آدما از خجالت نميترسيم
از سرما خوردگي ميترسيم................
از سرخورده کردن دوستامون نميترسيم
.
از شکستن ليوان ميترسيم................
از شکستن دل آدما نميترسيم
از اينکه بهمون خيانت کنند ميترسيم................
از خيانت به ديگران نميترسيم

