تبليغاتX
مهرگان

مهرگان

فر و شكوه ايرانيان

 

        رويدادهاي تاريخ ايران باستان 

شاپور دوم، پادشاهي كه پيش از به دنيا آمدن شاه شد

 و عربان را به ريسمان كشيد

 

28 ديماه (هجدهم ژانويه سال 311 ميلادي) بحراني كه بر سر مسئله رياست كشور، در ايران پديد آمده بود و كار تصميمگيري هاي دولتي را مختل كرده بود رفع شد. در اين روز بزرگان ايران پس از چند جلسه مذاكره سرانجام تصميم گرفتند كه فرزند به دنيا نيامده شاه متوفا را به شاهي بر گزينند، زيرا كه يك موبد (روحاني زرتشتي) كه پزشكي هم مي دانست پس از مصاحبه با همسر شاه متوفا نظر داده بود كه به احتمال زياد، نوزاد، پسر خواهد بود.

 

 پس از اين تصميم که با حضور همسر شاه متوفا گرفته شد نايب السلطنه هم در همان جلسه تعيين گرديد. به اين ترتيب شاپور دوم (ذوالاكتاف) كه از هفده سالگي، خود زمام امور را به دست گرفت تنها پادشاهي است كه دوران سلطنت او بيش از طول عمرش به حساب آمده است.

 

 يکي از مسائل دوره «بحران ناشي از امروز و فردا کردن بزرگان بر سر تعيين شاه تازه» آهنگ مهاجرت يك قبيله عرب از صحرا به بحرين و تصرف آنجا از سوي اين عربان بود که لزوم تعيين هرچه زودتر رئيس كشور را ايجاب مي كرد.


    
شاپور دوم كه از كودكي كينه عربان را به دل گرفته بود به سخترين وجهي آنان را سركوب كرد و به نوشته برخي از مورخان، با سوراخ كردن شانه هاي اسيران عرب، آنان را به ريسمان كشيد و عربان به همين لحاظ وي را ذوالاکتاف خوانده اند.

 

درود مهرگان بر روح شاپور كه اجازه نداد يك وجب از خاك ايران در دست بيگانه باشد

 

به همين مناسبت نظمي كه از دست نوشته هاي دوست ارجمند جناب آقاي امير ايراني مي باشد مي تواند اين برگ از تاريخ ايران باستان را بيارايد:

 

عرب را چه با شوكت پارسان                       عرب را چه با خاك ايرانمان


عرب را چه با حافظ و بوعلي             چه مي خواهد اين قوم از جانمان


عرب را بباشد غذا سوسمار                          متكا ز سنگ و پتو آسمان


عرب را ببايد چو شاپور شاه                      گذر داد از شانه ها ريسمان  

 

 عرب گر شود فارق از توسري                       بخواهد دگر روز ايمانمان 

 

 

 لبخند مهرگان

 

            مسابقه اطلاعات عمومی

 

     بعضي از مردم فكر مي كنند عقل كل هستند و  همه چيز را مي دانند ! اگر شما هم اينگونه مي انديشيد اول سئوالات پائين را بخوانيد و اگر ديديد كه همه پاسخها را مي دانيد !؟ نيم نگاهي هم به جواب داشته باشيد و وقتي مطمئن شديد كه اطلاعات كاملي داريد براي خود يك عدد نوشابه و يخمك (همان نوشمك جديد) بخريد و در اين سرماي ديماه حالشو ببريد 

 

            مردی در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کرده است و

            سعی دارد جایزه یک میلیون دلاری آن را ببرد.

 

            سوالات

 

            1- جنگ صد ساله چقدر طول کشید؟

            الف- 116 سال

            ب- 99 سال

            ج- 100 سال

            د-150 سال

            او نمی تواند به سوال جواب بدهد

 

            2-کلاه های پاناما در چه کشوری تولید می شوند؟

            الف- برزیل

            ب- شیلی

            ج- پاناما

            د- اکوادر

            حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر در خواست کمک  

            میکند     

 

            3-روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن می گیرند؟

            الف- ژانویه

            ب- سپتامبر

            ج- اکتبر

            د- نوامبر

            خوب! بقیه حضار باید به دادش برسند

 

            4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟

            الف- ادر

            ب- آلبرت

            ج- جرج

            د- مانوئل

            این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت می کند

 

            5-نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده

            است؟      

            الف-قناری

            ب- کانگورو

            ج- توله سگ

            د- موش

            در اینجاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه

            انصراف می دهد!!!

 

 

            جواب ها

 

            اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه جواب ها را می دانید و به این

            بنده خدا کلی خندیده اید بهتر اول جواب ها رو مطالعه کنید

            1- جنگ صد ساله در واقع 116 سال طول کشید

            2- کلاه پاناما در اکوادر تولید می شود

            3- انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود

            4- اسم شاه جرج آلبرت بوده که بعد از رسیدن به مقام پا دشاهی

                به جرج تغییر نام داد

            5- توله سگ اسم لاتین آن اینسولاریا کاناریا است که یعنی جزایر

          توله سگ               

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 دی1386ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط کیان  | 

 

       رويدادهاي تاريخ ايران باستان

نبرد افتخار آميز "سورنا" با روميان

و بزرگ ترين پيروزي شرق بر غرب

 

... دهم ژانويه سال 62 پيش ازميلاد  Pompey ژنرال رومي و يكي از اعضاي شوراي 3 نفري رياست امپراتوري روم اعلام كرد كه سوريه و مناطق اطراف آن ضميمه قلمرو روم خواهد بود.

 

 اين تصميم, چهل روز بعد توسط يك فرستاده ويژه به اطلاع امپراتوري ايران رسانده شد. پاسخ ايران اين بود: "دست روم از مناطق ساحل شرقي مديترانه كوتاه".

اين مناطق از جمله سوريه و ناحيه اورشليم بايد استقلال داشته باشند و يا تحت الحمايه ايران باشند.


    
اين پاسخ دندان شكن بر امپراتوري روم گران آمد و عزم جنگ با ايران را كرد. كراسوس ژنرال ديگر و يكي از اعضاي شوراي سه گانه رياست بر روم تداركات لازم براي اين جنگ را فراهم كرد و 9 سال بعد (53 پيش از ميلاد) با سپاهي انبوه وارد شرق مديترانه شد.

 

 ارتش ايران به فرماندهي سپهبد «سورنا» به حرکت درآمد و جنگ دو ارتش در منطقه حران (كنار رود فرات و مرز امروز سوريه و تركيه) آغاز شد. در اين جنگ سپاه روم درهم شكست, كراسوس و پسرش كشته و روميان به مديترانه ريخته شدند.

 

 اين جنگ بزرگترين پيروزي شرق برغرب در طول تاريخ بشمار مي آيد.

 

 مورخان نظامي علت پيروزي ايران را برتري اسلحه و تاكتيك جنگ و احساسات شديد ناسيوناليستي ايرانيان دانسته اند. شكست كارهه تحقير بزرگي براي امپراتوري روم بود. درسي كه از اين جنگ بايد گرفت اين است كه ملتي كه نتواند به موازات زمان اسلحه دفاعي لازم, تكنولوژي مربوط, غرور ملي ، روحيه و آمادگي دفاع از خاك, آزادي و استقلال خود را داشته باشد محكوم به بردگي, استثمار و ذلت است.

 

ديدگاه مهرگان: دنياي شرق مديون ايران و ايرانيان مي باشد. آنچه از مطالعه تاريخ بر مي آيد اين است كه اگر ايران باستان وجود نداشت و تنها ابر قدرتهاي غرب در سرزمين هاي شرق مي تاختند چه به روز دنيا مي آمد؟ همانطور كه پس از تضعيف ايران در جهان و به ويژه خاور ميانه كنوني مي بينيم كه اروپا به ويژه انگليسي ها چه بر سر مشرق زمين آوردند!

 

كاري كه شوروي براي 50 سال در مقابل غربي ها انجام داد، ايرانيان با ريختن خون پاك خود هزاران سال انجام دادند.

 

درود بر روح تمام ايرانياني كه خونشان را در طول تاريخ براي نام ايران فدا كردند

 

 

لبخند مهرگان

 

طنز بيان تلخ حقيقت است و حقيقت همان چيزيست كه

ما اكنون از آن فرار مي كنيم.

 

 با داستانكي بر خورد كردم كه مرا اول خنداند بعد تكان داد . . .

 

 

            حسنک کجایی؟

            گاو ما ما مي كرد

            گوسفند بع بع مي كرد

            سگ واق واق مي كرد

            و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي...؟

 

 شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود. حسنك مدت هاي زيادي است كه به  خانه نمي آيد. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند. او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.

 

 موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند. ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد، كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.

 كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد. پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد. پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود. او  نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد.

 

براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود. ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت. ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد. ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد. كبري و مسافران قطار مردند.

 

اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل هميشه سوت و كور بود. الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ي مهمان ندارد. او پول ندارد تا شكم  مهمان ها را سير كند. او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد. او كلاس بالايي دارد. او فاميل هاي پولدار دارد. او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد.

 

به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجودندارد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 دی1386ساعت 2:21 بعد از ظهر  توسط کیان  | 

 

       رويدادهاي ايران باستان

با سلمان فارسی بیشتر آشنا شویم

 

درود

 

در قسمت نظرات پست قبلی، یکی از خوانندگان عزیز مهرگان (امیر ایرانی) سئوالی در مورد سلمان فارسی پرسید که مدتها قبل ذهن منو هم مشغول کرده بود. فرصت را غنیمت شمردم و با تکمیل مطالعاتم سعی کردم تا حد امکان با این نام بیشتر آشنا شویم. در این مورد و برای جلوگیری از تحریف تاریخ، مطالب را به دو دسته "جستجو در تاریخ" و "دیدگاه مهرگان" تقسیم می کنم:

 

پرسش: در جايي شنيده ام كه سلمان فارسي پسر ارشد انوشيروان عادل بوده است كه بعد از يك سوء قصد نافرجام عليه پدر به عربستان تبعيد مي شود و به علت كين پدر و برادران موجبات هجوم اعراب به ايران را فراهم مي سازد.

 

جستجو در تاریخ: با مطالعه تاریخ و زمانبندی آن به راحتی می توان فهمید که سلمان فارسی سالها بعد (حدود 100 سال) از انوشیروان دادگر می زیسته و بدین ترتیب فرضیه فرزند انوشیروان بودن او کاملا رد می شود.

 

وقتى به كتابهاى تاريخى مراجعه مى‏كنيم در اين زمينه، كه سلمان از كدام يك از ‏شهرهاى ايران بوده است غوغايى مى‏يابيم، كه مورخين در ميدان تاريخ به پا كرده‏اند!


گروهى او را اصفهانى دانسته، برخى وى را شيرازى خوانده و احيانا عده‏اى هم‏نوشته‏اند: از سرزمينهاى اهواز، شوشتر، رامهرمز و بهبهان برخاسته است و كسانى هم خواسته‏اند اصلا وجود چنين شخصى را در تاريخ انكاركنند.


بعضى هم گفته‏اند: وى اهل بهبهان بوده است. ولى آنچه قفل اين مشكل رامى‏گشايد و شعله اين جدال را خاموش مى‏كند اين است كه بگوييم: پدر و مادرسلمان از اصفهان بوده‏اند و سپس به كازرون رفته‏اند و در آنجا زندگى خويش را آغازنموده‏اند. زيرا در متون تاريخى سخن از اصفهانى بودن سلمان زياد آمده و آنگاه هم‏كه سلمان به قلمرو اسلام قدم مى‏گذارد، وقتى محمد به او دستور مى‏دهدتا سرگذشت‏خود را بيان كند، وى ضمن توضيحات زيادى مى‏گويد: «من مردى‏پارسى، اهل اصفهان از قريه‏اى كه آن را "جى‏" مى‏نامند مى‏باشم‏.


بنابراين، سلمان اصالتا اهل اصفهان بوده، بعد به كازرون هجرت كرده، برادر وخانواده وى هم به آنجا مهاجرت نموده‏اند. و شايد هم او براى مدتى به شيراز و اهوازو شوشتر و بهبهان و رامهرمز كه در تاريخ آمده مهاجرت داشته، و شايد هم آن روز به‏همه اين مناطق، شيراز اطلاق مى‏شده است.



دیدگاه مهرگان: آنچه از تاریخ بر می آید این است که انوشیروان معروف به انوشیروان دادگر (نه عادل! بهتر است برای بزرگان ایران زمین از صفت عربی استفاده نکنیم) مردی بزرگ، سیاستمدار و هوشمند بود که قلمرو ساسانیان را در نهایت آرامش و تدبیر اداره می کرد، بنابراین غیر ممکن است که نتوانسته باشد فرزند خود را کنترل کند و او را از میهن خویش فراری دهد.

 

نکته: از دیدگاه مهرگان سلمان فارسی یک یاغی و خیانتکار به ایران  می باشد. او یکی از طراحان نظامی حمله تازیان به ایران زمین بوده. از نزدیکان محمد و یاور علی ابن ابیطالب بود. آنچه که مسلم است سلمان که نام پارسی او را نمی دانم از ظلم و ستم فرمانروایان ظالم ساسانی به عربستان پناه برده است و در آنجا با هوش و ذکاوت سرشار خود در زمینه اقتصاد و جنگاوری به سرعت مشاور ارشد محمد شد.

 

شاید می توانست به گونه ای دیگر با پادشاهان ستمگر زمان خود مبارزه کند. پناه او به دامان عرب متجاوز همواره دل ایران دوستان را به درد آورده است.

 به عنوان مثال می توانیم از فیروز یا ابولولو نام ببریم. وی که از سرداران ساسانی بود با قبول ظاهری اسلام به طرفداران معاویه پیوست، قضیه حکمیت ( به سر نیزه کشیدن قرآنها) را طراحی کرد، عمر خلیفه وقت مسلمانان را ترور کرد و در نهایت افتخار جان خود را در راه میهنش فدا کرد.

و یا سامانیان که اولین امپراطوری ایران بعد از تجاوز اعراب را تاسیس کردند، برای جنگ با عباسیان، با استفاده از علاقه ایرانیان به علی شیعه گری را ابداع کردند تا جنگ بین مسلمانان (اعراب عباسی و ایرانیان شیعه) را توجیه کنند و بدین ترتیب این متجاوزین را بعد از 200 سال تاریکی و سکوت از این مملکت خارج کردند. 

 

جالب است که بدانیم سلمان بعد از تسخیر تیسفون به دست اعراب متجاوز، از طرف علی به مقام شهرداری مدائن منصوب گشت و از غارت و چپاول خزانه ساسانیان و انتقال آن به عربستان صورت برداری می کرده. همچنین به ترویج اسلام در میان ایرانیان پرداخته و در مقابل مقاومت آنها در پذیرش اسلام می گفت:" من هم مانند شما پارسی هستم ولی به این دین ایمان دارم"  

 

لبخند مهرگان 

 

 

طرز تهيه آدم باكلاس

 

اگر شما ذاتا انسان با کلاسي هستيد که هيچ! در غير اين صورت بايد از هرفرصتي براي نشان دادن اين موضوع استفاده کنيد. شايد باورتان نشود، ولي شما مي‌توانيد از جراحت خود نيز براي کلاس گذاشتن استفاده کنيد. فقط کافيست جواب‌هاي زير را با اندکي قيافه موجّه بيان کنيد:

 

اگر شصت پاي شما زير اجاق گاز گير کرده و شما آن را باندپيچي کرده‌ايد،هر گاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب دهيد: موقع تکان دادن پيانوي بابام، پام مونده زيرش!

 

اگر صورت شما بر اثر جوشکاري، زير آفتاب سوخته بايد بگوييد: از اسکي آخر هفته نمي‌تونم بگذرم!

 

اگر به خاطر تک‌چرخ زدن با موتور براوو جلوي مدرسه دخترانه به زمين خورده‌ايد در جواب بايد بگوييد: با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کرديم!

 

اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پيازداغ چسبيده علت آن را چنين بيان کنيد: ديشب با قهوه جوش اينجوري شد!

 

اگر بر اثر ضربه چکش ناخن شما شکسته بايد بگوييد: به سيم گيتارم گيرکرده!

 

اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپني زير چشم شما کبود شده جوابتان اين باشد: چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد!

 

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرماي خيرات و چاي و شيريني، مملو از جوش شده علتش را چنين وانمود کنيد: خواهرم از هلند، شکلات زيادي آورده!

 

اگر ميني بوس شما در جاده خاکي چپ کرد و حسابي مجروح شديد بسيار عصباني

بگوييد: الکي مي‌گن زانتيا ايربگ داره!

 

اگر کف دست شما به قوري سماور چسبيد بگوييد: حواسم نبود ميله شومينه زيادي داغ شد!

 

اگر موها و ابروهاي شما در چهارشنبه‌سوري سوخت جواب دهيد: بچه همسايه را از ميان شعله‌هاي آتش بيرون کشيدم !

 

نكته كنكوري: راستي، شما اينقدر بي كلاس بوديد كه اين مطلب را تا آخرخونديد؟

  

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 دی1386ساعت 7:51 قبل از ظهر  توسط کیان  | 

 

   رویدادهای تاریخ ایران باستان

درود بر ایرانیان و ایران دوستان:

 

مطلبی که برای شما آماده کرده ام در مورد یکی بزرگان این مرز و بوم است که در زمان سلطه تازیان (اعراب) وحشی بر ایران یکی از هزاران مبارزی بود که برخاست، جنگید و در راه میهنش کشته شد.

این شخص یعقوب لیث می باشد که با وجود داشتن نام عربی (مثل خیلی از ما) با حضور فیزیکی و تهاجم فرهنگی اعراب بشدت مقابله کرد.

من او را از بزرگان تاریخ ایران زمین پس از تسلط اعراب می دانم و دلیل ارادتم به ایشان اینست که از نوادگان یعقوب لیث هستم. این افتخاریست که تا آخر عمر به آن رشک می برم:

 

روز بزرگي كه پارسي بارديگر زبان رسمي ايرانيان شد

 

 مورخان زبانشناسي به اين نتيجه رسيده اند كه يعقوب ليث صفاري قهرمان ملي همه ايرانيان و ايراني نژادها 28 دسامبر سال 875 ميلادي، پيش از آن كه به قصد راندن اعراب از هرات ، سيستان را ترك كند زبان پارسي را زبان رسمي همه ايرانيان اعلام داشت و تاكيد كرد كه منظور او همان لهجه اي است كه در دربار ساسانيان به آن تكلم مي شد و مكاتبات رسمي به آن صورت مي گرفت. از همان زمان اين پارسي را پارسي دري (پارسي دربار) خوانده اند. زبان مكاتبات و مذاكرات رسمي از سال 652 ميلادي عربي بود، زيرا اعراب حاكمان شهرها بودند و زبان ديگري نمي دانستند و به ايرانياني كه عربي نمي دانستند و سعي در ياد گرفتن آن نمي كردند «عجم به معناي گنگ» خطاب مي كردند كه هنوز هم اين اصطلاح از ميان نرفته است. يعقوب ليث در سال 868 پس از تصرف كرمان بود كه اخطار كرد اگركسي در قلمرو او جز به فارسي سخن بگويد و بنويسد شديدامجازات خواهد شد.


    
يعقوب كه رهبري بزرگ و در تاريخ ايرانيان منحصر به فرد است پس از اعلام پارسي به عنوان زبان رسمي قلمرو خود ظرف دوسال هرات، بلخ، كابل و قندهار يعني همه افغا نستان امروز را كه در آن زمان ايران خاوري (آريانا ـ ملك كيان) خوانده مي شد از دست اعراب خارج ساخت و سا ل 868 ميلادي نيز كرمان و همه پارس را گرفت و به فتوحات خود ادامه داد. «محمد وصيف» پس از باز ستاني هرات توسط يعقوب از اعراب، در ستايش از او اشعاري سروده كه باقي مانده اند. فرق يعقوب با ساير ايرانيان استقلال طلب اين بوده است كه مطلقا حاضر به سازش و تماس با خليفه بغداد نبود و اورا بيگانه مي خواند، اما سايرين ــ جز مرداويز ــ اسما و ظاهرا خليفه بغداد را رد نمي كردند.


    
پارسي تا دهها سال پس از يعقوب ليث عاري از واژه هاي عربي بود كه بعدا به تدريج، نويسندگان و شاعران از زبان عربي واژه عاريه كردند . فردوسي تلاش بسيار كرد كه اين واژه هاي خارجي را از پارسي بزدايد و تاحدي هم موفق شد. در ميان كشورهاي اسلامي اوليه، ايرانيان تنها ملتي هستند كه زبان خود را حفظ كرده اند.


    
ايرانيان در قرون هشتم و نهم تلاش كردند تا خط كتابت را هم تغيير دهند كه به علت پيدايش خطاطان بزرگ و زيبا نويسي و ايجاد تغيير در شكل حروف عربي در فارسي نويسي، همين خط را حفظ كردند و حرفه مّشاقي به معناي آموزگار خوشنويسي به وجود آمد. طبق بعضي روايات، رضاشاه پهلوي به اقتباس از اتاترك در صدد تغيير خط كتابت ايران بود ولي از مخالفت روحانيون شيعه بيم داشت و اگر وقايع شهريور 1320 پيش آمد نكرده بود شايد به تدريج دست به اين كار هم مي زد.

 

   مهرگان

 

سوالات کنکور دانشگاه آزاد!

 

            1-كدام مورد كوتاه‌تر است؟

            الف) مدت خوشحالي بعد از قبول‌شدن در دانشگاه

            ب) عمر پدر دانشجويان دانشگاه آزاد

            ج) مانتوي خواهران دانشجو

            د) پاي فارغ‌التحصيلان نسبت به دستشان

 

            2-در كدام نقطه هنوز واحدي از دانشگاه آزاد احداث نشده است؟

            الف) فلات تبت

            ب) كوههاي كليمانجارو

            ج) جزاير گالاپاگوس

            د) قطب جنوب و حومه

 

            3-در مورد غذاي سلف بين كدام دو مورد ارتباط بيشتري وجود دارد؟

            الف) تعداد قمري‌هاي دانشگاه و زرشك پلو با مرغ

            ب) ارتفاع چمن فضاي سبز دانشگاه و قورمه سبزي

            ج) تعداد گربه‌هاي دانشگاه و چلوگوشت

            د) به علت رعايت مسايل بهداشتي

      از نوشتن گزينه‌ي آخر معذوريم.

 

 

            4-علت سقوط هواپيماي كنگوايرلاينز چه بود؟

            الف) مطلع‌شدن خلبان از قبولي پسرش

 در دانشگاه آزاد چند لحظه قبل از  سقوط

           ب) اعلام خبر ورود دكتر جاسبي به كنگو در تلويزيون هواپيما

            ج)مسئول كنترل سوخت هواپيما فارغ‌التحصيل

 دانشگاه آزاد بوده است.

            د) تمام موارد فوق به نحوي در بروز اين

حادثه‌ي دلخراش موثر بوده است.

 

            5-داغ‌ترين خبر سال چه بود؟

            الف) انفجار شاتل كلمبيا

            ب) محاكمه‌ي صدام

            ج) انقراض نسل اورانگوتان‌ها‌ در برمه

            د) فارغ‌التحصيلي يك دانشجوي كارشناسي

 دانشگاه آزادی در هشت ترم

 

            6-كدام مورد در بين دانشجويان دانشگاه آزاد ديده نمي‌شود؟

            الف) حال و حوصله درس‌خواندن

            ب) جنبش نرم‌افزاري و توليد علم

            ج) عبرت از گذشتگان

            د) اميد به آينده

 

            7-طراح سوالات كدام مورد را شديداً تكذيب مي‌كند؟

            الف) نشر اكاذيب

            ب) خصومت با دانشگاه آزاد

            ج) همكاري با القاعده

            د) هيچكدام

 

باید بگم که اینجانب از فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد می باشم و هدفم از ذکر مطالب بالا فقط یه لبخند بود!

هیچ کس نمی تونه منکر این بشه کسانی که از دانشگاه آزاد بیرون اومدن به این مملکت خدمت نکردن. به هر حال یه شوخی با هم دانشگاهیم بود . . . 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط کیان  |