تبليغاتX
مهرگان

مهرگان

فر و شكوه ايرانيان

 

سالها پس از يورش تازيان (اعراب) وحشي،

سامانيان بر سر كار آمدند و

 زبان پارسي و فرهنگ ايراني زنده شد.

 

مورخان «21نوامبر سال874 ميلادي» را روزي ذكر

 كرده اند كه سامانيان پس از شكست عباسيان

و تصرف بغداد بر سركار آمدند و كمر همت به

احياء زبان و ادبيات فارسي، فرهنگ ايراني و

گسترش علوم و معارف بستند و در اين راه

لحظه اي از تلاش باز نايستادند. پايتخت سامانيان

 شهر بخاراي خراسان بود.

 

 برخي از مورخان سامانيان را از نسل بهرام مهران

 (چوبين) ژنرال معروف ايراني كه در «ري»

زاده شده بود مي دانند. در ميان ايراني تبارها،

 تاجيكها بيش از ديگران قدرشناس سامانيان

 هستند و پول ملي خود را «ساماني» نام نهاده اند.

 

قلمرو سامانيان 

 

طنز مقایسه نسلها !!!

اين مقايسه توهين به دخترو پسر اين دهه ها نيست صرفا مقايسه اي طنزآميز و خاطر نشان کردن وضعيتي است که روشنفکران به آن عوارض دوره گذار و دينداران به آن نشانه هاي آخرالزماني مي گويند و در کل بهره اي از حقيقت دارد. انکار اين مقايسه شايد خوديک نشانه ي آخرالزماني باشد.

به هر حال از نظر وبلاگ مهرگان موارد زير نشانه

سقوط ارزشهاي ايراني است:


دختر دهه 60 :بايد با آبرو باشم
دختر دهه 70 :بايد تحصيلکرده باشم
دختر دهه 80 :بايد پولدار باشم

پسر دهه 60 :دارم ميرم جبهه
پسر دهه 70 :دارم ميرم دختر بازي
پسر دهه 80 :دارم ميرم بيمارستان سم زدايي

دختر دهه 60 : مرد بايد با اخلاق باشه
دختر دهه 70 :مرد بايد تحصيلکرده باشه
دختر دهه 80 :مرد بايد پولدار باشه

پسر دهه 60 :در سن 25 سالگي سيگاري ميشد
پسر دهه 70 :در 20 سالگي سيگاري مي شد
پسر دهه 80 :قبل از سن بلوغ سيگاري مي شود.

دختردهه 60 : 30 ساله شدم و احساس ترشيدگي مي کنم
دختردهه 70 : 25 ساله شدم و احساس ترشيدگي مي کنم
دختردهه 80 : 20 ساله شدم و احساس ترشيدگي مي کنم

پسر دهه 60 : دارم ميرم باشگاه ... دارم ميرم زير زمين بنوشم !!!
پسر دهه 70:دارم ميرم مهموني ... دارم ميرم قليون بکشم !!!
پسر دهه 80 :دارم ميرم دبي ... دارم ميرم توهم بزنم !!!

دختر دهه 60 : دوست پسر يکي اونهم يه عشق پاک
دختر دهه 70 :دوست پسر يکي يا دوتا . چند تا هم زاپاس براي روز مبادا
دختر دهه 80 : دوست پسر بين يک نفر تا يک

هنگ يا تيپ در رده سني بين 20 تا 60 سال مجرد

 تا صاحب عيال و چند سر عائله. بالاخره تو اين

 همه آدم يکي پيدا ميشه بخواد لباس عروس واسم بخره.

پسر دهه 60 :داريوش گوش مي داد
پسر دهه 70 :ابي گوش مي داد
پسر دهه 80 :مقلدين درجه 3و 4 داريوش و ابي را

(که خواب عکس انداختن با داريوش را مي بينند) را گوش   مي دهد .

دختر دهه 60 :دختر بدون بکارت بايد بره بميره
دختر دهه 70:اشتباه بزرگي کردم خاک تو سرم
دختر دهه 80 : دختر باکره يعني امل و بي فرهنگ.

 بايد بره بميره.

پسر دهه 60 :شريعتي مي خواند
پسر دهه 70 :شاملو مي خواند
پسر دهه 80 :هري پاتر مي خواند.

دختر دهه 60 :به خاطر حفظ آبرو همه کار مي کنم
دختر دهه 70 :به خاطر دوست پسرم همه کار مي کنم
دختر دهه 80 : به خاطر پول همه کار مي کنم.

پسر دهه 60 :خانواده و پدر مادرم عزيزترين چيز است
پسر دهه 70 :دوست دخترم عزيز ترين چيزاست
پسر دهه 80 :مواد محرک و توهم زا و ماشينم عزيز ترين چيزند.

دختر دهه 60 :شوهر منجي نيست شوهر کردن سنت

 خدا و رسم زندگي ست.

دختر دهه 70 :شوهر شوهره شوهر... بالشت

سره شوهر...

دختر دهه 80 :من يک افسرده ي رواني پر از

 غصه ام و شوهر منجي من است و ديگر هيچ راه نجاتي نيست.

پسر دهه 60 :در هر صورت بايد زن بگيرم
پسر دهه 70 :بايد پولداربشم و زن بگيرم
پسر دهه 80 :بايد قاطي کنم و زن بگيرم.

دختر دهه 60 : زن روز و اعتمادي مي خواند
دختر دهه 70 :فهيمه رحيمي و مهدي سهيلي مي خواند
دختر دهه 80:بيشتر در اينترنت دنبال فيلتر شکن جديد و پروکسي است.

پسر دهه 60 :مرگ بر اثر جنگ با عراق
پسر دهه 70 :مرگ بر اثر تصادف با موتور و ماشين
پسر دهه 80 :مرگ بر اثر اور دز و سنکوپ بر اثر استعمال هرويين و ايدز و سوانح رانندگي

دختر دهه 60:سيگار کشيدن دختر يک کابوس

است دختري که سيگار مي کشد خراب است.

دختر دهه 70 :گهگاهي کنار پنجره يا واسه افه 

تو پارتي يا کافي شاپ يه دو نخ مي کشم

دختر دهه 80 :پيش به سوي آسم، سرطان 

حنجره ،ريه،ناي و خون قبل از يائستگي.

جوان دهه 60 :جنگ زده بود
جوان دهه 70 :غرب زده بود
جوان دهه 80 :پوچ است.

دختر دهه 60 :از خدا مي ترسم
دختر دهه 70 : از بي عشقي مي ترسم
دختر دهه 80 :از بي پولي مي ترسم.

جوان دهه 60 :خواب صلح و آرامش مي ديد
جوان دهه 70 :خواب بد بد مي ديد
جوان دهه 80 :فقط کابوس مي بيند.

پدر براي پسر دهه 60 :در حکم يک پدر مقدس بود حرمتش کاملا حفظ مي شد

پدر براي پسر دهه 70: در حکم يکي از اعضاي خانواده

بود بايد به او حال داد.

پدر براي پسر دهه 80 :سر خره عوضي اسکل ...

دختر دهه 60 : اول نجابت خود را به رخ مي کشيد

دختر دهه 70 : اول مدرک تحصيلي خود را به رخ

 مي کشيد

دختر دهه 80 : اول مارک و مدل اتومبيل و ريخت

 و قيافه خود را به رخ مي کشد.

داماد دهه 60 :فقط پدر مادرم ،زن و بچه ،و کارم
داماد دهه 70 :فقط زن و بچه و عشق و حالم و کارم
داماد دهه 80 :فقط عشق و حالم و کارم.

عروس دهه 60 :بايدمثل مادرم سوخت و ساخت اين ذات زندگي ست بدبختي و خوشبختي با هم.طلاق پاک کردن صورت مسئله ست و مسئله ميزان بردباري صبر و توان مديريت منه.بايد سعي کنم مثل دو رود در کنار هم باشيم. بايد مديريت کنم اين هنر زندگيه.

عروس دهه 70 :نبايد سوخت وساخت اما بايد زندگي کرد و همينطور در وقت لزوم مقابله به مثل.طلاق پايان تلخيه اما خب مجبورم بهم سخت بگذره ول مي کنم ميرم. اين هنر زندگيه.

عروس دهه 80 :مثل دو کوه برابر هم.عوضي بره مهرمو

مي زارم اجرا يه راست مي رم با يکي ديگه.خوش بگذرون و سختي نکش.اين هنر زندگيه.

مرد دهه 60:خدا خانواده ثروت
مرد دهه 70 :خانواده ثروت خيانت به همسر
مرد دهه 80:ثروت، خيانت به همسر ،مصرف پروزاک و

 انواع ديگر قرص اعصاب .

عروس دهه 60:تقسيم وظايف رمز موفقيت و آسايشه. من طي يک سند قانوني همسر اين مرد هستم نه دوست او .وظيفه من خانه داريه وظيفه مرد کار و تامين زندگي هر کس غير از اين به گوشم بخونه شيطانه.

عروس دهه 70 :تقسيم وظايف چيزيه که بايد دوباره معني و تعريف بشه.دليل نداره من هميشه غذا درست کنم من کلاس گيتار دارم کلاس آواز دارم . فقط سه يا چهار روز در هفته ممکنه از خونم بوي غذا بياد.اما خب مي دونم که غذا پختن کار منه نه مرد.

عروس دهه 80 :تقسيم وظايف يه حرف احمقانه و سنتيه هر کس به فراخور حالش هر کار که از دستش بر اومد انجام ميده هر کاري که مي کنم از لطف منه نه وظيفه من پس من هر کاري تو خونه مي کنم لطف مي کنم. تعهد و وظيفه اعصابمو بهم مي ريزه.

پسر دهه 60:خدايا جنگو تموم کن
پسر دهه 70 :خدايا يه خونه خالي برسون
پسر دهه 80 :خدايا برسون يه دومثقال شيره و يه

دو سورت شيشه

دختر دهه 60 :طلاق بعد از 10 سال آنهم يک در 1000
دختر دهه 70 :طلاق بعد از 5 سال آنهم يک در 100
دختر دهه 80 :طلاق بعد از 6 ماه الي يک سال آنهم يک در5

پسر دهه 60 :پيکان 54 و مسافر کشي
پسر دهه 70 :پرايد و دختر بازي
پسر دهه 80 :پژو و تصادف منجر به فوت

دختر دهه 60:امامزاده معصوم وديگر امامزاده ها را شفيع

مي کرد دعا و نذر مي کرد وبالاخره حاجت دل خود را مي گرفت

دختر دهه 70 :پيش رمال و دعا نويس مي رفت و

حاجت خود را طلب مي کرد.

دختر دهه 80 :در شرکت هاي خصوصي به هر نحو

 که شده رفع حاجت مي کند.

جوان دهه 60 :خدايا آبروي مرا حفظ کن
جوان دهه 70 :خدايا پول منو زياد کن
جوان دهه 80 :کارت سوخت داري داداش

يه نكته :
اگه بعضي جاها ادب رعايت نشده بود شرمنده .... ميخواستم پاك كنم ولي ديدم بودنش به از نبودنشه

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 10:11 قبل از ظهر  توسط کیان  | 

 

جنگ خونين ساسانيان با خزرها

 

با اين كه ارتش ايران به فرماندهي سپهبد «زرمهر» هپتالها (مجارها) را در فرارود (آسياي ميانه) شكستي سخت داده بود، بزرگان كشور در يك نشست محرمانه در 17 نوامبر سال 487 ميلادي تصميم گرفتند كه بلاش، شاه ساساني وقت را بركنار و قباد (گواد = گوات) را بر جاي او بنشانند و اين تصميم (كودتا)، بدون خونريزي عملي شد. بزرگان ايران از مسامحه بلاش در قبال خزرهاي مهاجر به مناطق شمالي درياي مازندران كه ستيزه جويي مي كردند خسته شده بودند. قباد پسر پيروز (شاه اسبق، شاه پيش از بلاش) پس از انتخاب شدن به شاهي، براي نشان دادن شايستگي خود و اين كه بزرگان كشور در انتخاب او اشتباه نكرده بودند شخصا با سپاهي گران به جنگ خزرها رفت و اين قوم را شكستي سخت داد به گونه اي كه بيشتر آنان آواره اروپا شدند و به دين يهود گرويدند.

 

    نكته:با وجود اخراج خزرها از اطراف درياي مازندران، معلوم نيست كه به چه علت ما هم اين درياچه را «خزر» مي خوانيم، حال آن كه جهانيان آن را درياي «كسپيان» مي گويند، همان نامي كه مورخان يونان باستان به دليل سكونت قوم ايراني كسپيان (گيلاني ـ قزويني) بر آن نهاده اند.

 

 

چند تا از فرقهاي موجود بين دخترا و پسرا !!!

 

لطفا فمينيستها و مردسالارها به دل نگيرن! با يه لبخند سر و ته قضيه رو هم بيارن . . .

 

-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند

 

-اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه، از خونه فرار می کنه. اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری می ده!

 

-یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی می کنه! اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو می کشه

 

-یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده می شه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو می کنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی می کنند و به سه تا نمی رسه مشکلاتشون!

 

-دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره

 

-دخترا می خوان سر پسرا کلا ه بزارن، اما در نهایت سر خودشون کلاه میره.

 

-نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و... هست

 

-دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت می کنن، اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف می کنن

 

-دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هست. ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله

 

-اگر پسر هستين و برادرتون دوست دختر داشته باشه، شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید! ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید

 

-دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا

 

-اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمی زنه. اما پسر ها در یک جمع فقط سوتی میدن!

 

-یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه... اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت می کنه

 

-پسر ها می دونن جنبش فمنیسم چیه، واسه همین ازش متنفرن، ولی دختر ها نمی دونن جنبش فمنیسم چیه، واسه همین طرفدارشن

 

-اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه، پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه. ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر می کنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش

 

-بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر     می کنند تا مفهوم مطلب رو بفهمند ! و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود! اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر می کنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن، به نویسنده فحش ميدن!

"لطفا اين كارو نكنين!!!"

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 آبان1386ساعت 12:7 بعد از ظهر  توسط کیان  | 

خشکسالي سه ساله ايران

 

 14 نوامبر 467 ميلادي، پس از سه سال خشكسالي شديد در ايران، ريزش باران آغاز شد كه يك هفته طول كشيد و پيروز ساساني شاه وقت دستور داد كه به اين مناسبت، از آن پس هر سال در چنين هفته اي جشن بگيرند.
    
خشكسالي سه ساله ايران همزمان با هجوم پي در پي اقوام شمال شرقي معروف به هپتال ها بود كه بالاخره «پيروز» مجبور شد در گرگان براي جلوگيري از دست اندازي آنان سدي بلند، همانند ديوار چين بسازد كه مردم محل بقاياي آن را «سد سکندر!» گويند.
    
خشكسالي سه ساله به قدري روحيه ايرانيان را خراب كرده بود كه در جنگ با هپتالي ها موفقيت نداشتند.

 

احمقانه ترين سوالات از مایکروسافت !!!

 

من خودمو تو كامپيوتر صاحب نظر نمي دونم اما گاهي اوقات وقتي كه مي بينم بعضي افراد كامپيوترو خيلي پيچيده تر از اون چيزي كه هست تصور مي كنند سعي مي كنم با يه لبخند از كنارش عبور كنم ... جالبه كه بدونيم

شرکت بريتيش تله کام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را که کاربران کامپيوتري يا اينترنتي اين شرکت ارتباطي از مشاوران آنها پرسيده اند منتشر کرد. به نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه مترو برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است که حتي خود سوال کنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده اند. ليست احمقانه ترين سوالات IT که از مشاوران شرکت BT انگلستان پرسيده شده به شرح زير است:

 

 

 

1- کاربر: کامپيوتر مي گويد هر کليدي را (any keys) فشار دهيد اما من نمي توانم دکمه any را روي کيبوردم پيدا کنم.

 

2- کاربر: من نمي توانم کانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض کنم.

 

3-کاربر: اينترنت من کار نمي کند؟

مشاور: مودم را وصل کرده ايد ، همه سيم هاي کامپيوتر را چک کرده ايد؟

کاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز کامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!

 

4-مشاور: لطفا روي My Computer ،کليک کنيد.

کاربر: من فقط کامپيوتر خودم را دارم کامپيوتر شما پيش من نيست.

 

5-مشاور: مشکل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است که روي دستگاهتان نصب شده(اسپاي در انگليسي به معني جاسوس است)

کاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل مانيتور وقتي لباس عوض مي کنم من را ببيند؟

 

6-کاربر: ماوس پد من سيم ندارد!

مشاور: من فکر کنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.

کاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا کند؟ يعني وايرلس است؟

 

در يک مورد ديگر نيز مرکز مشاوره مايکروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه مشتريانش را اينگونه منتشر کرده است:

 

مرکز مشاوره: چه نوع کامپيوتري داريد؟

مشتري: يک کامپيوتر سفيد...

 

مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم

مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟

مشتري : آره ولي اون واقعاً گير کرده

مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...

مشتري : نه... صبر کن... من هنوز نذاشتمش تو درايو... هنوز روي ميزمه.. ببخشيد...

 

مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.

مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

 

مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟

مشتري : سلام... من نمي تونم پرينت کنم.

مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و...

مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!

 

مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اماکامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...

 

مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...

مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟

مشتري : نه.

 

مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟

مشتري : يه خرس Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خريده.

مرکز : و الآن F8 رو بزنين.

مشتري : کار نمي کنه.

مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟

مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...

 

مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.

مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟

مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.

مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.

مشتري : باشه.

مرکز : کيبورد با شما اومد؟

مشتري : بله

مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟

مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه... اون يکي کار مي کنه!

 

مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.

مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

 

يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...

مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟

مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.

مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟

مشتري : پنج تا ستاره.

 

مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟

مشتري : Netscape

مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.

مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer

مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!

 

مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟

مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟

مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟

مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟

 

مرکز : چه کمکي از من برمياد؟ مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.

مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟

مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟

 

آره! اين سئوالات واقعي هستن! خودم با چند تا نمونه از اين فيلسوفها برخورد داشتم . . . كافيه به اطراف دقيق تر نگاه كرد !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 8:44 قبل از ظهر  توسط کیان  | 

 

سپاسگزاري سناي روم از دولت ايران

        

يازدهم نوامبرسال 401 ميلادي سناي روم از اقدام ايران مبني بر دادن آزادي مذهبي به مسيحيان سپاسگزاري كرد که در صورتجلسه مذاکرات آن روز اين مجلس درج شده و باقي مانده است. يزدگرد اول كه در سال 399 ميلادي به سلطنت رسيده بود پس از دريافت درخواست دولت روم مبني بر دادن آزادي انجام آيين هاي ديني به مسيحيان قلمرو ايران، "برغم مخالفت موبدان زرتشتي با اين درخواست موافقت كرده بود."

 

داستان چت روم ها

 

اين شعر را كامل بخوانيد و بعدش يك ليوان آب خنك بنوشيد ...

 

 

یاد دارم که شبی در چت روم

در اتاقی که بگفتندش شوم

 

ناگهان دختر زیبا پر کی

گشته بود شمع جماعت شبکی

 

غمزه بسیار در ان روم چون کرد

بر دل پیر و جوان او خون کرد

 

وصف خود را به چه نازی می گفت

وب کمش را نتوان بازی مفت

 

هرکسی در طلبش اهی زد

جان خود بر سر سودایی زد

 

هر کسی نامه عشقی می زد

هرکسی ناله هجری می کرد

 

ان یکی گفت به من قول دادی

دیگری نیست چو من پولداری

 

ان یکی گفت که من دین دارم

گول حرفت نخورم بیم دارم

 

ان یکی گفت چو من مفلس نیست

گر بگردی چو منی مخلص نیست

 

همه گفتند تو گر زیبایی

پرده از چهره چرا ننمایی؟

 

عاقبت دختر چت روم بر خاست

وب کمش باز نمود گر زیباست

 

همه دیدند کچلی در انجاست

هی همی خنده کند کی زیباست

 

صورتش صورت خر را دارد

کله اش کله گر* را دارد

 

هر کسی فحش و ندایی می گفت

خنده و صوت و صدایی می گفت

 

چون که شوریده شدم از چت روم

بر همه خنده کنان گشتم گم

 

(گر*:به معنای کچل)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت 9:8 قبل از ظهر  توسط کیان  | 

 

سالگشت مرگ يزدگرد يکم باني شهر يزد بر اثر لگد اسب   

 

نهم نوامبر سال 420 ميلادي يزدگرد يكم از دودمان ساسانيان كه رهسپار جنگ و بيرون راندن هون ها از مناطق شمالي ماوراءالنهر بود در محل چشمه سبز (چهل و چند كيلومتري نيشابور) بر اثر لگد اسب كشته شد. وي خود تصميم به رام كردن يك اسب سركش گرفته بود. يزدگرد يكم 21 سال بر ايران سلطنت كرد و در دهه اول قرن چهارم ميلادي شهر يزد را ساخت كه نام وي بر آن نهاده شده است. از كارهاي مهم يزدگرد تحمل اديان ديگر در قلمرو ايران بود. فردوسي در باره واقعه درگذشت يزدگرد يكم چنين سروده است:

 

 بغريد و يك جفت زد بر سرش

 به خاك اندر آمد سر و افسرش

 زخاك آمد و خاك شد يزدگرد ــ ........

 

 

معجزه رنگها

 

 دانستن نکات زیر درباره استفاده بهینه از رنگ‌ها خالی از فایده نخواهد بود...

 

-برای لاغر شدن ، از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید. رنگ آبی اشتها را کم می‌کند

 

-اگر مضطرب هستید و فشار عصبی طاقت شما را بریده است، از رنگ سبز استفاده کنید. رنگ سبز آرامبخش است و فشار خون را کاهش می‌دهد

 

-اگر بی‌حال و حوصله هستید، رنگ نارنجی را انتخاب کنید، هنگام استحمام صبحگاهی از حوله و ابزار نارنجی استفاده کنید، رنگ نارنجی بی‌حالی شما را از بین می‌برد

 

-اگر از کم خونی رنج می‌برید، میوه‌های قرمز رنگ مانند گیلاس ، توت فرنگی و گوشت قرمز مصرف کنید

 

-افراد افسرده لباس زرد رنگ بپوشند. غذاهای زرد بخورند و رنگ زرد را اطراف خود بجویند. رنگ زرد سطح انرژی را بالا برده و مانع افسردگی می‌شود

 

-اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را به رنگ بنفش درآورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش استفاده کنید. رنگ بنفش آرامش دهنده و خواب‌آور است

 

-اگر مشکلی پیش روی شماست، از رنگ نیلی استفاده کنید، رنگ نیلی کمک می‌کند تا بهتر بیندیشید

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 8:8 قبل از ظهر  توسط کیان  | 

     سپاهيان ايران، پيش به سو ي قسطنطنيه

 

واحدهايي از ارتش ايران در زمان ساسانيان كه مامور تصرف قسطنطنيه (استانبول امروز) و پايان دادن به حكومت روميان بر گوشه شمال غربي آسيا شده بودند ششم نوامبر سال 608 ميلادي از كوههاي توروس (ترسوس) گذشتند.

     فرماندهي ارتش امپراتوري ايران پس از بازگرفتن سوريه، نيروهاي خود را دو دسته کرده بود؛ يك سپاه مامور تصرف همه فلسطين و دو سپاه راهي تصرف قسطنطنيه شده بودند و سپاهياني كه مامور تصرف قسطنطنيه شده بودند در اين روز ازكوههاي توروس گذشتند . اين خبر، فوكاس Phocas امپراتور بيزانتين (روم شرقي) را سخت نگران كرد و در پي اين تزلزل و چند شكست پي در پي نظامي از ايران، كشورش دچار هرج ومرج گرديد به گونه اي كه هراكليوس حكمران رومي آفريقا با كشتي خود را به قسطنطنيه رسانيد، مردم شهر به او پيوستند و فوكاس را گرفته و اعدام كردند. در آن زمان نه تنها ارتش ايران، بلكه طوايف آلوار و اسلاو نيز قسطنطنيه را تهديد مي كردند.

سپاه ديگر ايران پس از تصرف همه فلسطين از جمله اورشليم (بيت المقدس)، صليب اصل را از اين شهر به تيسفون فرستاد.

 

اي خارج رفته هاي قشنگ !

 

توضيح : این متن فقط برای آوردن لبخند به لبان شماست و قصد توهین به هموطنان عزیزم در خارج از کشور نیست ... مسلما هر کدام عزیزانی را در آن سوی مرزهای ایران داریم

 

تا حالا به این فکر کردین کسایی که یه مدت حتی خیلی کوتاه مثلا دو ماه خارج از کشور زندگی کردن وقتی که

بر میگردن چه جوری رفتار میکنن؟؟

 

۱) هر جایی که خرید میکنن اول کارت اعتباری میدن ..بعد یه دفه انگار که تازه یادشون افتاده ایرانن ..میگن اااا  credit card قبول نمیکنین؟؟؟

 

۲) به جای نوشابه همیشه آب معدنی سفارش میدن و همیشه هم راجع به تغذیه سالم سخنرانی میکنن

 

۳) اوايل بر گشتن از فرنگ " حتی اگه 3 ماه بیشتر از ایران دور نبوده باشن" میگن ..وای شما چه جوری این جا زندگی میکنین

(بابا همون جوری که شما 30 سال زندگی میکردین و مث بچه خوب صبح میرفتین سر کار ..عصری میومدین )

 

۴) به جای هوی ..میگن ..اووپس .. Oops))

به جای سلام میگن ..های .. (HI)

به جای تلویزیون میگن .تی.وی TV))

عصبی که میشن میگن رو nerve من راه نرو  

و الا آخر

 

۵) مدام از هوای آلوده و ترافیک گله میکنن

 

۶) وزن رو به پوند و مسافت رو به مایل حساب میکنن

 

۷) همه قیمت ها رو وقتی میگی به دلار و یورو حساب میکنن ..بعد میگن مفتـــــــــه

 

۸) رو شیر و ماست و بقیه چیزها حتما میزان چربی و کالری رو میخونن ..حتی اگه از لاغری در حال شکستن باشن

 

۹) راجع به همه چیز تو ایران ایراد میگیرن دقیقا انگار که بار اوله که با این مسائل روبرو شدن

 

۱۰) از چمدون هاشون حتی تا یه سال بعد از برگشتنشون برچسب هواپیما رو در نمیارن و با اون همه جا میرن

 

۱۱) همیشه جملات خودشون رو با این جمله شروع میکنن.:

تو اون جا ..که من بودم ......

 

وكلي چيزاي قشنگ ديگه ! اگه شما هم چيزي يا چيزايي از اطرافيان ديديد در قسمت نظرات مطرح نماييد تا ما هم يه  لبخند بزنيم.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 3:27 بعد از ظهر  توسط کیان  | 

آرامگاه کوروش بزرگ در دشت پاسارگاد   

روز جهاني کوروش (Cyrus Day)       

 

بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه از دير باز پارسيان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي مي دارند و رعايت مي كنند.

اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال 539 پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . 2544 سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.

 

                                

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386ساعت 1:20 بعد از ظهر  توسط کیان  | 

 

سالي كه ايران قدرت اول مديترانه شد       

 

27اكتبر سال 398 پيش از ميلاد «كونون» سردار مشهور آتني با شماري از افسران دريايي آتن كه به ايران پناهنده شده بودند به استخدام نيروي دريايي ايران در آبهاي مديترانه و اژه در آمدند و به تصميم اردشير دوم شاه وقت از دودمان هخامنشي دراختيار «فرنه باز » ژنرال معروف ايران و فرمانده نيروهاي مستقر در غرب و شمالغربي شامل مصر، قبرس، فنيقيه و آسياي صغير قرار گرفتند و به نوسازي ناوگان ايران در اژه و مديترانه كمك بسيار كردند.

 

    ژنرال «فرنه باز» باكمك اين ناوگان نوسازي شده اسپارت را در «سنيدوس» شكست داد و سپس چند شهر را در منطقه «لاكوني» در جنوب غربي شبه جزيره بالكان تصرف كرد و به تاخت وتاز اسپارت كه با كمك ايران بر آتن فائق آمده بود در مديترانه و منطقه اژه پايان داد. طبق قرار محرمانه ميان ايران و اسپارت، بنا نبود كه اسپارت پس از پيروزي بر آتن دست به تصرف «كشور ــ شهر»هاي يوناني بزند و قلدري كند .

 

    پس از شكست اسپارت از «فرنه باز»، پس از نزديك به يك قرن ايران موفق شد استراتژي خود در جهان هلنيك (يوناني زبانها) را به اجرا در آورد و آن، ايجاد موازنه قدرت ميان «كشور ــ شهر» هاي يوناني و جدا نگهداشتن آنها از هم و جلوگيري از تشكيل يك اتحاديه «دلوس» ديگر و نيز قطع تحريكات ضد ايراني شان در مصر و قبرس بود.

 

    در اجراي اين سياست دولت ايران كمك مالي در اختيار پاره اي ازاين «كشور ـ شهر» ها از جمله آتن قرار داد تا خرابيهاي ناشي از جنگ طولاني«پلوپونز» را مرمت كنند و به اقتصاد خود سر وسامان دهند و پس ازآن، فرنه باز در سال 391 پيش از ميلاد يك شورش ضد ايران در قبرس را سركوب و سال بعد به دو ژنرال ايراني مامور فرو نشاندن فتنه در ساتراپي مصر كمك كرد.

 

«فرنه باز» در عين حال داماد اردشير دوم شاه وقت بود.

 

" اين است اقتدار ايراني اي هموطن . . . "

 

 

 

چگونه به همه بفهمانيد كه مرض داريد:

 

گاهي اوقات لازمه كه يه كم تغيير تو زندگيمون ايجاد بشه

گاهي اوقات لازمه كه از مشكلات فاصله گرفت و خودمونو به اون راه بزنيم !

گاهي اوقات لازمه كه يه كم مرض بريزيم . . .

در اينجا من به كمك دوستان تعدادي از تجربيات خودمونو مكتوب كرديم تا باشد كه آيندگان از آن سود ببرند:

 

1) روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين كه همه از خواب بپرن. ( اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد مي گردد !!!)

2) سر چهار راه، وقتي چراغ سبز شد، دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زودتر راه بيفتن.

3) وقتي ميخاين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين.

4) وقتي از كسي آدرسي رو مي پرسين، بلافاصله بعد از جواب دادنش، جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين.

5) كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيب هاتون، به صورت اسكناس 5000 هزار تومني پرداخت كنيد.

6) روي زنگ خونه ها چسب بچسبونيد و اگه خواستين فراركنين، در غير اين صورت مثل يه مرد بايستين و دعوا كنين.

7) جدول نيمه تمام دوستتون رو حل كنيد.

8) توي اتوبان و جاده، روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت 50 كيلومتر در ساعت حركت كنين.

9) وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلوزيون هستن، مرتب كانال رو عوض كنين.

10) از بستني فروشها بخواين كه اسم 63 نوع از بستني ها رو براتون بگه و بعدش يه آب هويج ازش بخرين.

11) در يك مهماني رسمي، چاي و يا سوپ را با هورت كشيدن نوش جان كنيد.

12) به كسي كه دندون مصنوعي داره،  پشت سر هم و دائم بلال تعارف كن.

13) وقتي از آسانسور پياده مي شين، دكمه تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترك كنين.

14) وقتي با افراد خرد سال بازي فكري مي كنين، سعي كنين از اونها ببرين.

15) موقع شام تو همون مهموني رسمي ايتم 11 ، جزئيات تهوع و (گلاب به روتون) استفراغي كه چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف كنين.

16) ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به كار ببرين.

17) بوتيك چي رو وادار كنين شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهن رو باز كنه و نشون بده. بعد بگين هيچ كدوم جالب نيست و سريع از محل متواري بشين.

18) شمع هاي كيك تولد ديگران رو فوت كنين.

19) اگر سر دوستون طاسه، مرتب از آرايشگرتون تعريف كنين.

20) وقت كسي لباس نو مي خره و دلش مي خواد كه شما ازش تعريف كنين، بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش كلاه رفته.

21) صابون رو هميشه كف حموم جا بذارين.

22) روي ماشينتون بوق بنزي نصب كنيد.

23) وقتي دوستتون رو بعد از يه مدت طولاني مي بينين، بگين چه قدر پير شده.

24) وقتي يه نفر تو جمع جوك تعريف مي كنه، بلا فاصله با قيافه خدي بگين : خيلي قديمي بود!

 

توضيح: كليه راههاي ذكر شده ميتونه به همه نشون بده كه شما اصولا مرض دارين، ولي با نو آوري خودتون مي تونين راهها و روشهاي ديگه اي هم به اين موارد اضافه كنين. اگه پيشنهادي و يا تجربه اي در مرض داشتن داريد، لطفا در قسمت نظرات اونو مطرح كنيد در غير اينصورت خوشحال  مي شم نظر بدين.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 5 آبان1386ساعت 1:54 بعد از ظهر  توسط کیان  |